عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (10)

یقظه و بیدارى

سعادت و کمال انسان در چیست؟ در فرهنگ و تمدّن مادّى و سکولار غرب، خوشبختى و سعادت فرد با شاخص لذّتهاى حیوانى و نفسانى و کامیابى و کمال جامعه با شاخص توسعه و توانمندى اقتصادى تعریف و سنجیده می‌شود. در قرآن کریم تصریحات و اشارات فراوانى وجود دارد که از آنها عظمت فوق‌العاده و بى‌نظیر انسان در جهان آفرینش فهمیده می‌شود. سجده تمامی‌ ملائکه بر آدم، تبریک گفتن خداوند به خویشتن به‌عنوان نیکوترین آفرینندگان به هنگام آفریدن و دمیدن روح انسانى در کالبد بشر، مقام جانشینی خدا و... نمونه‌هایى از اشارات و تصریحات قرآن بر منزلت و مرتبه عظیم انسان است. اما آیا این همه عظمت، ناظر بر جنبه‌هاى ظاهرى و طبیعى بشر است؟ بی‌شک خیر! زیرا بسیارى از حیوانات در این جنبه‌ها بر انسان برترى دارند؛ پس راز این منزلت فوقالعاده و بى‌نظیر را باید در حقیقت و گوهر انسانى او یافت.

قرآن کریم انسان را به اندیشیدن در مورد حقیقت انسانى خود فرا خوانده و با تأکید بسیار از او خواسته است از خود غافل نشود و به خویش بیندیشد. نیندیشیدن در مورد حقیقت وجودى خود، سبب شده است بسیارى از انسانها از خویش غافل و ناآگاه بمانند و تصوّرى که از خود دارند صرفاً به جنبه‌هاى ظاهرى و جسمانى‌شان محدود شود. این در حالى است که بدن، مَرکب انسان براى سیر او در عالم طبیعت است و خود انسان غیر از این مرکب است. در عوالم قبل از دنیا، انسان بود ولى این بدن خاکى و طبیعى وجود نداشت. انسان پیش از دنیا عوالم متعدّدى را طى کرده است: عالم انوار، عالم اظلّه و اشباح و عالم ذر. حقیقت انسانى هنگامی‌ که به هر عالمی‌ وارد می‌شد، پیکر و مرکبى از جنس آن عالم در اختیارش قرار می‌گرفت تا به‌وسیله آن، عالَم مزبور را طى کند و در پایان راه از آن مرکب فرود می‌آمد و از آن پیکر جدا می‌شد. پیکر و مرکب مزبور در آن عالم باقى می‌ماند و او به عالم جدیدى وارد می‌شد و پیکر و مرکبى از جنس عالم جدید در اختیارش قرار می‌گرفت. بر همین اساس، هنگام ورود به عالم طبیعت و دنیا نیز مرکب و پیکرى جسمانى و از جنس عالم طبیعت به او داده شد تا دنیا را با آن طى کند. این امر در عوالم بعدى همچون محشر و قیامت نیز ادامه می‌یابد. بى‌خبر ماندن انسان از حقیقت خود سبب می‌شود از گنجهاى عظیمی‌ که در وجودش نهفته است بى بهره بماند و در عین برخوردارى از عظیم‌ترین سرمایه‌ها، در تهیدستى به‌سر برَد.

اهمّیّت خویشتن‌شناسى

قرآن کریم راه بازیافتن گنجهاى درون و عظمت‌هاى نهفته در خویش را تزکیه نفس معرّفى کرده است. چنانکه پس از یازده سوگند، که حاکى از شدّت اهمّیّت موضوع است، می‌فرماید: قَد اَفلَحَ مَن زَکّیها وَ قَد خابَ مَن دَسّیها: هر آن کس نفس خویش را تزکیه کرد، به رستگارى و شکوفایى رسید و هرکس آن را آلوده ساخت، به خسارت و زیان دچار شد.

تزکیه نیز منوط به این است که شخص، خود را بشناسد. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: خویشتن‌شناسى سودمندترین شناختهاست. متقابلا می‌فرمایند: این نادانى براى انسان بس، که خود را نشناسد.

 

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠

به استقبال بهار

 

 

چون پرند نیگلون بر روی بندد مرغزار

 پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار

خاک را چون ناف آهو مشک زاید بی قیاس

 بید را چون پر طوطی برگ روید بی شمار

دوش وقت نیم شب بوی بهار آورد باد

حبذا باد شمال و خرما بوی بهار

بادگویی مشک سوده دارد اندر آستین

باغ گویی لعبتان جلوه دارد در کنار

ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله 

 نسترن لولوی لالا دارد اندر گوشوار

تا بر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل 

 پنجه های دست مردم سر برون کرد از جنار

راست پنداری که خلعتهای رنگین یافتند

 باغهای پر نگار از داغگاه شهریار

فرخی سیستانی

 

باد بهارى وزید، از طرف مرغزار
باز به گردون رسید، ناله هر مرغ زار
سرو شد افراخته، کار چمن ساخته
نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار
گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست
سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار
شاخ که با میوه هاست، سنگ به پا می خورد
بید مگر فارغ است، از ستم نابکار
شیوه نرگس ببین، نزد بنفشه نشین
سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع
ناله موزون مرغ، بوى خوش لاله زار
هر گل و برگى که هست، یاد خدا می کند
بلبل و قمرى چه خواند، یاد خداوندگار
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار
وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
بلبل دستان بخوان، مرغ خوش الحان بدان
طوطى شکرفشان، نقل به مجلس بیار
بر طرف کوه و دشت، روز طواف است و گشت
وقت بهاران گذشت، گفته سعدى بیار

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳