عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (19)

راه تحصیل و تقویت خوف و رجا

سالک براى دستیابى و تقویت روحیّه خوف و رجا در خود، باید آنچه را تحت عنوان منشأ خوف و منشأ رجا پیشتر مورد اشاره قرار گرفت، در خود ایجاد و تقویت کند. به‌طور خاص، اقدامات زیر در جهت نیل به این مقصود کارساز است:

1) براى کسب و تقویت روحیّه رجا و امیدوارى، سالک می‌تواند از دو راه اقدام کند:

الف- بررسى و تأمّل در زمینه لطف و رحمتى که از آغاز عمر خداوند شامل حال او کرده است و اینکه در آخرت هم از این لطف دریغ نخواهد کرد.

ب- تفکر و تأمّل در آیات، احادیث و ادعیه‌اى که بیانگر بیکرانى و فراگیربودن و شدّت رحمت الهى‌اند و دقّت در اینکه خدایى که به بندگانش امر می‌کند با خطاکاران، زیردستان و... با گذشت، احسان و... رفتار کنند، به یقین خود با بندگان خطاکارش، جز به همان نحو با آنان رفتار نخواهد کرد.

2) براى کسب و تقویت روحیّه خوف و خداترسى، سالک می‌تواند از اقدامات زیر بهره‌ گیرد:

الف- تلاش در جهت شناخت و معرفت بیشتر و بهتر جلال و کبریایى حضرت حق از راه عقل و دل و با دقّت در مضامین آیات و احادیث؛

ب- کوشش در مسیر درک بهتر و آگاهى بیشتر از ‌شدّت و عظمت قهر و عذابهاى الهى از راه عقل و دل و با مطالعه آیات و احادیث و... و راه مصونیّت و نجات از قهر و عذاب الهى و عدم اطمینان از توفیق عمل به آن شرطها و موفقیت در پیمودن آن راه؛

ج- مطالعه آیات و احادیث حاکى از خوف انبیا و اولیا، تأمل در سیره و ویژگى‌هاى آنها و مشاهده ترس و خشیت ایشان و دقت در اینکه قطعاً انبیا و اولیا بیهوده نمی‌ترسند و به یقین امور هولناک و مخوفى وجود دارد، گرچه خود سالک به آنها پى نبرده باشد.

توحید در خوف و رجا

با بینش و نگرش موحّدانه به هستى و یقین به اینکه احدى جز خدا در عالم کاره‌اى نیست، سالک امیدش تنها به خدا و فضل و رحمت الهى و طمعش تنها به لطف و عنایت حضرت حق است و به خود و اعمال خویش، به دیگران و کارهایشان و به اسباب و وسائط، کوچک‌ترین امید و طمعى نمی‌بندد. چشم امید داشتن به غیر خدا با روح توحید سازگار نیست و چنین کارى سبب خشم خدا می‌شود.

دعا از آثار توحید در خوف و رجا

هنگامی‌ که سالک موحّد در سلب و عطا، بخشش و دریغ، و... غیر خدا را فقیر، عاجز و هیچ‌کاره دانست و خداىِ همه‌کاره را نیز غنىّ کریم، غفور رحیم و صاحب فضل عظیم شناخت، در نیل به خواسته‌هایش تنها به او امید می‌بندد و از او درخواست می‌کند. دعاى حقیقى یعنى تنها از خدا خواستن و به دیگرى چشم امید نداشتن. چنین دعایى یکى از ثمرات توحید در خوف و رجاست.

آرامش، شادى و امید

سالک پس از نیل به ثبات در توحید و اطمینان و یقین به اینکه فاعل و مؤثّرى جز خدا در عالم وجود ندارد و هرچه در گذشتة او واقع شده و آنچه در آینده‌اش رخ می‌دهد، همه کار خداست؛ به خدا حُسن ظنّ و اعتماد پیدا می‌کند، وجودش سرشار از آرامش، شادى و امید می‌شود.

حُسن ظنّ و اعتماد به خدا و کارهاى خدا

آنچه زمینه‌ساز حُسن ظنّ و اعتماد به خداست، بررسى و تأمل در مورد کارهایى است که خداوند تا به حال نسبت به شخص انجام داده و از سوى دیگر، تفکر و دقت در صفات و خصایل الهى است که منشأ کارهاى خداست.

علاوه بر این، سالک با تأمل در اسمای حُسنى و صفات عُلیاى حضرت حق درمی‌یابد که خداوند:

1) همواره بیدار و متوجّه حال خلق خویش است و لحظه‌اى از حال و نیاز آنان غافل نیست.

2) به مصالح خلق آگاه و عالم است و ذره‌اى جهل یا خطا در تشخیص مصالح بندگان در مورد او قابل تصور نیست.

3) غنىّ مطلق است و آنچه به مصلحت خلق و مورد نیاز آنان است در اختیار دارد.

4) سخاوتمند، جواد و کریم است و ذره‌اى بُخل و خِسَّت در برآوردن خواسته‌های بندگانش، در وجودش تصورپذیر نیست.

5) خیرخواه خلق و مهربان، رئوف و رحیم به آنان است و نسبت به آنها بی‌احساس و بى‌عاطفه نیست.

6) در عملى ساختن اراده خویش مبنى بر تأمین مصالح و رفع حوائج بندگان، توانمند و مقتدر است و ضعف و ناتوانى در ذات مقدس او راه ندارد.

7) در کار خویش خبره است و خطا و اشتباه در کار او ناممکن است.

منطقاً از کسى با چنین ویژگى‌هایی، امکان اینکه جز خیر و نیکویى سر زند، وجود ندارد. به بیان دیگر، «از خیّر محض جز نکویى ناید.»

آثار حُسن ظنّ و اعتماد به خدا

سالک وقتى دریافت آنچه تاکنون در زندگى او پیش آمده است کار خداوندى بوده که جز خیر از او سر نمی‌زند، در نتیجه همه رخدادهاى تلخ و شیرین گذشته‌اش، به مصلحت او بوده است؛ دیگر دلیلى براى حُزن و اندوه و حسرت و تأسّف نخواهد یافت و همه وجودش را شادى دربرمی‌گیرد.

همچنین هنگامی‌ که سالک پى‌برد که تنها حادثه‌آفرین آینده زندگى او نیز همان خدایى است که محال است جز خیر و نیکویى از او سر زند، در نتیجه همه رخدادهاى آینده زندگی‌اش نیز خیر و مصلحت او خواهد بود، دیگر دلیلى براى ترس و نگرانى از آینده و سببى براى اضطراب و تشویش نخواهد یافت.

چنین سالکى صاحب نفس مطمئنّه است و همواره در آرامش به‌سر می‌برد. خوف و اضطراب نتیجه یکى از دو چیز است، یا سوء ظنّ و بدگمانى و بی‌اعتمادى به حادثه‌آفرین یا اعتماد و اتّکا به کسى که در معرض زوال و نابودى است و ممکن است در آینده باقى نباشد که هیچ یک از این دو در خدا وجود ندارد.

 

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩