عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (22)

برزخ
در لغت به معناى حائل و واسط بین دو چیز است و در اصطلاح، به معناى مرحله بین دنیا و آخرت است. مؤمن وقتى از جاذبه صددرصد دنیا خارج و به سمت آخرت جذب می‌شود، تا زمانى که کاملا از جاذبه دنیا رها شده و صددرصد در جاذبه آخرت قرار گیرد، مرحله واسطى را طى می‌کند که گاهى جاذبه دنیا و زمانى جاذبه آخرت بر او مؤثّر است. این مرحله واسط، برزخ سیر اوست. در این مرحله، هرگاه در جاذبه دنیا قرار می‌گیرد، غصّه و حسرت و... او را دربر می‌گیرد و هنگامی‌ که در جاذبه خدا و آخرت قرار می‌گیرد، آرامش و شادى و قناعت او را فرا می‌گیرد. با طىّ این مرحله، به‌تدریج از تأثیرات جاذبه دنیا کاسته و بر تأثیرات جاذبه خدا و آخرت افزوده می‌شود. این حالت ادامه دارد تا اینکه سالک کاملا از جاذبه دنیا خارج شود و برزخ سیر او پایان یابد و کاملاً در جاذبه خدا و آخرت قرار گیرد و آرامش و شادى همیشگى بر او حاکم شود.

ضیافت و قناعت

یکى از روحیّاتى که در اثر ثبات در توحید و نیل به مرتبه اطمینان و یقین در سالک پدید می‌آید قناعت است. رزّاق همه مخلوقات خداوند است؛ در نتیجه، همه خلق میهمان ضیافت‌الله هستند. سالک، با توجّه به این حقیقت، در زندگى، خود را میهمان خدا می‌داند. این نگرش ثمرات نیکوى بسیارى را براى او در پى می‌آورد، که به برخى از آنها اشاره می‌کنیم.

محسّنات میهمان دیدن خود در زندگى

1) در میهمانى مسئولیّت آماده ساختن و تهیّه و طبخ غذا بر عهده صاحبخانه است. کسى که در زندگى، خود را میهمان ضیافت‌الله می‌بیند و صاحبخانه عالَم را غنىّ، کریم، علیم و حکیم می‌داند، در زندگى نگران تأمین نیازهایش نیست.

2) پس از بر پا شدن میهمانى، صاحبخانه است که باید در تکاپو باشد تا به بهترین نحو از میهمان پذیرایى شود. کسى که در زندگى، خود را میهمان ضیافت الله می‌بیند و می‌داند صاحبخانه عالَم، حکیم است و به مناسب‌ترین صورت و میزان، رزق او را در اختیارش قرار می‌دهد، در اثر حرص و زیاده‌خواهى، با تقلّاى بیهوده خود را خسته نمی‌کند و نمی‌آزارد و به حسرت و حسد و به تزویر، دروغ و ظلم مبتلا نمی‌شود؛ بلکه با روحى آرام و پاک، از آنچه خدا در زندگى نصیبش ساخته است، لذّت می‌برد.

3) پیامبر اکرم(ص) در ادب میهمانى خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «میهمان را ولو کافر باشد، گرامی‌ بدار و کریمانه از او پذیرایى کن.» لذا صاحبخانه فهیم و کریم، میهمان را هر چه و هر که باشد، تکریم می‌کند. کسى که در زندگى خود را میهمان ضیافت‌الله می‌داند، هر چند خود را سراپا نقص و کاستى و گناه و آلودگى ببیند، یقین دارد که صاحبخانه کریم عالَم، او را پذیرا خواهد شد. این باور شامل زندگى اخروى او نیز می‌شود.

4) میهمان حساب‌ پس‌ نمی‌دهد. کسى هم که در زندگى، خود را میهمان ضیافت‌الله می‌بیند و با روحیّه و ادب میهمان از خوان رزق الهى متمتّع می‌شود، حساب پس‌دادن ندارد.
صاحبخانهى کریم عالَم، از چنین شخصى نه در دنیا حساب می‌خواهد، چنانکه در قرآن می‌فرماید: «اِنَّ اللهَ یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حِسابٍ» و نه در قیامت از او حساب می‌کشد، لذا وى بدون حساب پس‌دادن وارد بهشت می‌شود، چنانکه قرآن می‌فرماید: «یَدخُلونَ الجَنَّةَ یُرزَقونَ فیها بِغَیرِ حِسابٍ.»

5)در میهمانى، اگر صاحبخانه و پذیرایى‌کننده، محبوب و معشوق میهمان باشد، لذّت میهمانى براى مهمان مزبور غیرقابل تصوّر و توصیف است. کسى که در زندگى، خود را میهمان ضیافت‌الله می‌داند و محبّ و دلداده خداوند است، لذّتى غیرقابل تصوّر و توصیف احساس می‌کند و اینکه خداوند چه چیزى نصیبش ساخته است، اساساً براى او قابل توجّه و اعتنا نیست؛ بلکه آنچه براى او مهمّ و لذّت‌آفرین است، این است که آنچه در زندگى در اختیار دارد، روزیى است که محبوب او برایش مقدّر و به او عطا کرده است. 6) اگر میهمانى استمرار یابد و شخص، مهمان بودن خود را بپذیرد و ادب مهمانى را مراعات کند، پس از مدّتى چنان با اهل خانه خودمانى و یگانه می‌شود که به‌تدریج مثل یکى از اهل خانه می‌شود. اهل خانه هم به صاحبخانه ملحق هستند. کسى که در زندگى، خود را میهمان ضیافت‌الله می‌بیند و روحیّه و ادب میهمان بودن را داراست، به‌تدریج همانند سلمان مثل یکى از اهل‌بیت(ع) می‌شود. اهل‌بیت(ع) هم به خدا، که ربّ‌البیت است، ملحق هستند. در نتیجه، چنین شخصى به‌تدریج به وصال پروردگار نایل می‌شود.

آداب میهمانى

1) ادب اقتضا می‌کند که شخص با پیکر و جامه تمیز، آراسته و معطّر در میهمانى حاضر شود. شخصى هم که می‌خواهد در ضیافت الله حضور یابد، جا دارد با توبه روح و جان خود را از آلایش گناه و بدى پاک کند و با ورع و تقوا از آلوده شدن به زشتى‌ها و گناهان، وجود خویش را محفوظ دارد و جامه اعمال صالح و خُلق حسن بپوشد.

2) ادب ایجاب می‌کند که مهمان در بدو ورود، ابتدا با صاحبخانه دیدار و سلام و علیک کند، سپس به استفاده از آنچه براى پذیرایى آماده است، مشغول شود. شخصى هم که در ضیافت الهى حضور می‌یابد باید ابتدا به صاحبخانه عالَم، که این میهمانى را بر پا
کرده است توجّه و از او یاد کند و به یاد آورد که میهمانِ اوست و با یاد و نام او به بهره‌مندى از آنچه براى او تدارک دیده شده است، بپردازد.

3) ادب اقتضا می‌کند که مهمان هرجا صاحبخانه او را راهنمایى کرد، بنشیند و هرچه براى او تدارک دیده است و به او تعارف کرد، پذیرا باشد. شخصى هم که در ضیافت‌الله حضور یافته است، به اقتضاى ادب، باید همان موقعیّت و جایگاه و شرایطى را که خداوند براى او مقدّر ساخته است پذیرا و به رزق پروردگار قانع باشد. قناعت به کفاف، هم زندگى را راحت می‌کند و هم براى پرداختن به آخرت، فراغت و توانى باقى می‌گذارد.

4) فرمان دادن به میزبان خلاف ادب است. شخصى هم که میهمان ضیافت‌الله است، به اقتضاى ادب، باید از درخواست جز آنچه خداوند روزی‌اش ساخته است پرهیز کند و خواسته‌اى از خود نداشته باشد.

5) ادب اقتضا می‌کند مهمان هنگامی‌ که بر سر سفره می‌نشیند، به لقمه‌هاى دیگران نظر ندوزد، بلکه به غذاى خود نگاه کند. کسى که در زندگى خود را بر سر خوان رزق الهى می‌بیند نیز نباید حواسش به چیزهایى باشد که روزی دیگران شده است؛ زیرا اوّلا سبب می‌شود به آنچه خدا به خود او عطا کرده است توجّه نکند و از آنها لذّت نبرد. ثانیاً با نظر دوختن به آنچه دیگران در اختیار دارند و او از آنها بى‌بهره است، وجودش یکپارچه حسرت و غصّه شود.

6) ادب ایجاب می‌کند که مهمان، تنها از آنچه مقابلش گذارده‌اند، استفاده کند. کسى هم که بر سر خوان رزق الهى نشسته است، به اقتضاى ادب باید از همان چیزى که خداوند روزی‌اش کرده است بهره ببرد و از دست‌درازى و تعدّى به حقوق دیگران اجتناب کند.

7) در شرایطى که میزبان هیچ‌گونه الزام و تعهّدى به میهمانان نداشته است و صرفاً از سر لطف و فضل، میهمانى را بر پا کرده است، ادب و انصاف اقتضا می‌کند اگر در پذیرایى، کاستى و نقصى به نظر مهمان آمد، آن را بپوشاند و اظهار نکند. شخصى هم که خداوند او را بدون استحقاق و طلب، بر سر خوان فضل و احسان خویش مهمان کرده است، باید اگر کاستی و نقصى در زندگى خود به نظرش رسید، آن را بپوشاند. به‌ویژه آنکه با شناختى که از خدا داریم، مطمئنّیم کار خدا بى‌عیب و نقص است و اگر کاستی و نقصی هم به نظر ما می‌آید، ناشى از ضعف فهم و درک ماست که حکمت کارهاى خدا را نمی‌فهمیم.

8) یکى دیگر از امورى که مراعات آن بر میهمان واجب است دل نبستن و طمع نکردن به وسایل منزل صاحبخانه است. شخصى هم که خداوند او را در دنیا بر سر خوان ضیافت خویش مهمان کرده است نباید به دنیا دل ببندد و طمع کند؛ زیرا اوّلاً در آن صورت از درک لذّت ضیافت‌الله محروم می‌شود و کوچکترین حظّ و بهره‌اى از این مهمانى احساس نخواهد کرد. ثانیاً وقتى زمان ترک دنیا و انتقال از این عالم فرامی‌رسد، جدا شدن از دنیایى که به آن دل بسته است براى او بسیار سخت و دردناک خواهد بود. تمام سختى جان دادن ناشى از دلبستگى و چسبندگى به دنیاست.

9) یکى دیگر از ادبهایى که مراعات آن بر میهمان لازم است، این است که تنها مشغول استفاده از پذیرایى‌ها و در نتیجه بى‌توجّه به صاحبخانه نباشد. شخصى هم که در ضیافت الهى مهمان است، نباید تمام عمر خود را به استفاده از نعمتهاى الهى مشغول و از توجّه به منعِم و صاحبخانه غافل باشد.

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٩