عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

در محضر پیر خرابات (حاج اسماعیل دولابی)/5

 هنرمند هنر خودش را دوست دارد، هنر که نمی‎تواند هنرمند را دوست بدارد. هنر فقط می‎تواند هنرمند را نشان بدهد. خدا مخلوقش را دوست دارد، مخلوق قادر نیست خدا را دوست بدارد. خلق محبوب خدا هستند و خالقشان را نشان می‎دهند.

  هر مصنوعی صانعش را نشان می‎دهد. به هر چیزی نگاه کنی، سازنده‎ آن را یاد می‎کنی. قالی را می‎بینی، می‎گویی عجب قالیبافی داشته است. ساختمان را می‎بینی، می‎گویی عجب معماری داشته است. خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوی آیینه نگاه کنی، یاد خدا می‎افتی. مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّّهُ یعنی هر کس نفس خودش را نگاه کند، خدا را دیده است. وقتی یاد خدا افتاد، خدایی می‎شود؛ گوشت و پوستش هم صدا می‎زنند لااله‌‌الاّ‌الله، ذاتش می‎گوید لااله‌‌الاّالله.

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۳٠

شراب طهور (24)

رضا

یکى دیگر از روحیاتى که بر اثر ثبات در توحید و نیل به مرتبه اطمینان و یقین در شخص پدید می‌آید، رضاست.

 

تعریف رضا و ثمرات آن

رضا یعنى خشنودى و فرحناکى عبد از خدا و آنچه خدا اراده و مقدر کرده است و هیچ‌گونه اعتراض و کراهت درونى به مقدرات الهى نداشتن و خواهش و تمناى تقدم و تأخر، یا کم و بیش یا تبدیل شدن وضعیتى را نداشتن. چون آنچه به دست خلق انجام می‌شود، به اذن الهى و در واقع کار خداست، لازمه رضایت از خدا و مقدرات الهى، خشنودى از خلق و آنچه به دست آنها انجام می‌شود، است.

 

منشأ رضا

رضا نتیجه محبت به خداست. چون محبت به خدا ناشى از معرفت به حُسن و جمال الهى و احسان بى‌پایان خداوندى است و از سوى دیگر، اعتماد و حُسن ظن به خدا نتیجه معرفت به اسماء و صفات الهى و تفکر در کارهاى خدا و فعل و صنع نیکوى پروردگار است، می‌توان رضا را با یک واسطه، ثمره معرفت دانست.

 

مراحل پیدایش رضا

رضا طى چهار مرحله پدید می‌آید و به کمال می‌رسد. ابتدا علم و آگاهى عقلى به جمال حضرت حق و حُسن فعل او. سپس به قلب رساندن این علم و حصول ایمان به این حقیقت. آنگاه رسیدن به ثبات و اطمینان در این امر. درنهایت، نیل به یقین و دستیابى سالک به مشاهده تجلى حق با جمال خویش در قلب خود، که این تجلى، در سه مرتبه تجلى افعالى، تجلى اسمایى و صفاتى، و سرانجام تجلى ذاتى صورت می‌گیرد و مشاهده می‌شود.

 

انواع رضا

رضا به اعتبار امرى که شخص از آن خرسند و خشنود است به دو نوع تقسیم می‌شود.

1. رضا به ربوبیت الهى: خداى متعال رب و پرورش‌دهنده همه موجودات و از جمله انسانهاست و این ربوبیت را براى انسانها از طرق گوناگونى عملى می‌سازد؛ چه در قالب آثار وضعى و نیز پیامهاى عبرت‌آموز نهفته در حوادث، چه در قالب آموزه‌هایى که از طریق وحى و به دست پیامبران، امامان، عارفان، عالمان دینى و مربیان معنوى در اختیار انسان قرار می‌دهد و چه در قالب ادراکات عقلى و الهامات قلبى که نصیب انسان می‌کند.

رضا به ربوبیت یعنى با خرسندى پذیرا شدن و شادمانه تن دادن به آنچه خدا براى تربیت و رشد شخص براى او مقدر و مقرر می‌کند.

2. رضا به قضاى الهى: خداوند به‌عنوان تنها فاعل عالم و تنها حادثه‌آفرین جهان هستى، در جاى‌جاى عالَم و در زندگى یکایک انسانها، حوادث تلخ و شیرینى پدید می‌آورد. رضا به قضاى الهى یعنى تمامی‌ حوادثى را که قضاى الهى به وقوع آنها تعلق گرفته و می‌گیرد، به گوارایى پذیرا شدن و با خشنودى استقبال کردن.

 

مراتب اهل رضا

اهل رضا به اعتبار مرتبه معرفت و کمال به دو گروه تقسیم می‌شوند.

1. گروه نخست کسانی‌اند که چنان در جاذبه جمال دوست قرار گرفته‌اند که از هرچه جز او غافل و بى‌خبرند. در نتیجه، اگر مصیبت و مشقتى بر آنها وارد شود، اساساً آن را احساس نمی‌کنند.

2. گروه دوم کسانی‌اند که در حالت صَحوبعدالمَحو و هشیاری‌اند و درد را احساس می‌کنند، اما چون زننده ضربت را خود محبوب و معشوق می‌بینند، از آن درد لذت می‌برند و سرشار از شادى و خرسندى‌اند.

 

راه رسیدن به رضا

براى حاکم کردن روح رضا در خویشتن، علاوه بر تلاش در جهت افزایش معرفت و محبت خویش به خدا، باید ابتدا به‌صورت تصنعى هم که شده، حتى به گمان خود به‌گزاف و برخلاف واقع، از خدا و الطاف و عطایایش، به زبان، تعریف و تمجید و ابراز رضایت کرد. با این کار، اگر مستمر انجام شود، به‌تدریج رضایت حقیقى در دل ایجاد می‌شود.

‏‎ْ

عدم تعارض رضا و عمل

نباید پنداشت رضایت به قضاى الهى به معناى بى‌عملى و انفعال در برابر موقعیت‌ها و حوادثى است که خدا براى شخص پیش می‌آورد. مثلاً رضایت بیمار به بیماریى که خداوند او را به آن مبتلا کرده است به معناى عدم معالجه و مداوا نیست؛ زیرا همان‌طور که لازمه رضایت به مقدرات الهى، تلخکام، مأیوس و گله‌مند نشدن شخص در مواجهه با مصائب و بلایاست، لازمه رضایت به مقررات الهى، عمل به تکالیف و وظایفى است که خداوند در قالب شرایع تعیین فرموده است تا در برابر حوادث و شرایطى که در زندگى اشخاص پیش می‌آورد، طبق آنها رفتار کنند.

 

عدم تعارض رضا و دعا

نباید تصور کرد رضایت به آنچه خداوند براى شخص پیش آورده است با دعا کردن تضاد دارد. زیرا اولاً یکى از عللى که خداوند دشوارى‌ها را در زندگى اشخاص پیش می‌آورد این است که آنها براى رهایى از آن، خدا را یاد و از او استمداد کنند. ثانیاً دعا که عبارت از اظهار و اعتراف به عجز و نیاز خود و اقرار به قدرت و غناى حضرت حق است، خود بالاترین عبادت و سبب نیل عبد به کمال است. ثالثاً لازم نیست دعا ناظر بر تغییر حوادث و موقعیت‌هایى باشد که خدا در بیرون پیش آورده است. دعا می‌تواند ناظر بر طلب روحیه رضا در مواجهه با مقدرات الهى، درخواست توفیق اداى وظایف بندگى، اصلاح درون و نیل به قرب و لقاء و وصال الهى باشد و چنین خواسته‌هایى با راضى بودن از مقدرات الهى تعارضى ندارد.

البته روح رضایت از خدا اقتضا می‌کند که ضمن دعا و طرح درخواست در پیشگاه الهى، شخص دعاکننده به آنچه پس از دعا پیش می‌آید، خواه عملى شدن خواسته و خواه عملى نشدن آن، راضى باشد و آن را با خشنودى پذیرا شود.

 

عدم تعارض رضا و اظهار عواطف

نباید گمان کرد مقام رضا با اظهار عواطف در مصائب تعارض دارد. عواطف به دو سطح عواطف نفسانى و عواطف ربانى تقسیم می‌شوند. مثلاً هنگامی‌ که شخصى از دنیا می‌رود، بستگان او صرفاً به دلیل اینکه او نسبتى با آنها داشته است متأثر می‌شوند و اظهار اندوه می‌کنند و می‌گریند. به این نوع عاطفه که آمیخته با خودخواهى است عاطفه نفسانى گفته می‌شود. اما عاطفه ربانى، دیگرخواهى منزه از هر خودخواهى است و سبب آن ارزش‌هایى است که در شخص مقابل وجود دارد، خواه نسبت خانوادگى و خویشاوندى با او وجود داشته باشد یا نداشته باشد. اظهار تأسف و اندوهى که جنبه ترحم الهى دارد، هیچ تعارضى با مقام رضا ندارد. از منظر دیگر، تأثر، اظهار اندوه و گریستن اهل رضا مربوط به جنبه خلقى و طبیعت آنهاست و این در حالى است که قلب آنان مملو از رضا و خشنودى حق تعالى است.

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٧