عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (4)

شاخصه‌هاى رویکرد سالکان به دین

1) خداگرا بودن: گروههاى متنوّعى در پرداختن به دین، در پى مقاصد دنیوى‌اند. منافقان که در باطن کافر و دشمن دینند و به دروغ، در ظاهر خود را مؤمن جلوه می‌دهند تا از خطرهایى که کافران را تهدید می‌کند مصون بمانند و بتوانند در جامعه اسلامی‌ نفوذ کنند؛ متظاهران که ایمان راسخى ندارند و تنها براى مردمفریبى و جلب اعتماد و احترام دیگران و نیل به منافع و مطامع دنیوى، به دیندارى تظاهر می‌کنند؛ مؤمنان کوته‌فکر و دون‌همّتى که تنها انتظارشان از دین، رفع مشکلات مادّى و فراهم کردن زمینه دستیابى به آرزوهاى دنیوى و در نهایت، تأمین زندگى سرشار از برکات مادّى و آرامش و آسایش دنیوى است؛ و کارکردگرایان که بدون اینکه براى واقعیّت خارجى داشتن معتقَدات دینى اهمّیّتى قائل باشند و خود را درگیر بحثهاى کلامی‌ و فلسفى وجود خدا، قیامت، ملکوت و ملکوتیان کنند، صِرف باور داشتن به این امور را مفید می‌دانند و داشتن عقاید و احساسهاى دینى را توصیه می‌کنند؛ زیرا آن را موجب آرامش روحى شخص در شرایط خطر، مایه احساس برخوردار بودن از یک حمایت و نقطه اتّکاى قوى و در نتیجه، باعث ضعف نشان ندادن و از پاى درنیامدن شخص در برابر مشکلات شدید، حوادث مهیب و موقعیّتهاى تهدیدکننده، سبب پایبند ماندن شخص به اصول اخلاقى، پاکى و صداقت در خلوت و تنهایى و به هنگام نبود نظارتهاى بیرونى، و موجب ظلم و تعدّى نکردن او به دیگران در وضعیّتى که در مسند قدرت قرار دارد و خود را از دسترس آنها خارج و از اعتراض و تعرّض و واکنش در برابر ظلمهایش در امان می‌بیند؛ می‌دانند. تمامی‌ گروههاى فوق، اعم از منافقان، متظاهران، متدیّنان کوته‌فکر و دون‌همّت و کارکردگرایان، در رویکرد به دین، دنیاگرایند.

گروه دیگرى از مؤمنان، با انگیزه درامان ماندن از سختیها و عذابها، و نیل به راحتى‌ها و نعمتهاى اخروى، به دین روى می‌آورند. اینان در رویکردشان به دین، آخرت‌گرایند.

امّا عارفان و سالکان، در رویکرد به دین، خداگرایند؛ به این معنى که انگیزه آنها در روى آوردن و پرداختن به دین، تنها این است که بنده مؤدّبى در پیشگاه پروردگار باشند و به وظایف عبودیّت و بندگى خود، به‌شایستگى رفتار کنند.

2) عاشقانه بودن: اشخاصى که به دین روى آورده و به انجام دستورهاى دینى تن داده‌اند، به دو گروه صابران و عاشقان قابل تقسیم هستند. صابران کسانی‌اند که تکالیف دینى براى آنها تلخ و سخت است و با اکراه و تلخى، انجام آنها را متحمّل می‌شوند. صابران خود به دو گروه تقسیم می‌شوند. نخست راهبان و خائفان، که نه به خدایى که دستورات دینى را صادر کرده است علاقه و محبّتى دارند و نه فایده و ثمرى در اجراى دستورات مزبور می‌بینند، بلکه تنها از ترس پیامدهاى تلخ دنیوى و اخروى تخلّف از فرامین الهى و براى دچار نشدن به آن، تن به طاعت و عبادت می‌دهند. دوم تاجران، اجیران و طامعان، که گرچه ایشان نیز علاقه و محبّتى به خدا در قلبشان نیست، امّا به منافع و ثمراتى که اجراى دستورات دینى در پى دارد آگاهى یافته‌اند و لذا به طمع نیل به تبعات شیرین دنیوى و اخروى یا دستیابى به کشف وکرامات و قدرتهاى روحى، سر به راه دین نهاده‌اند و از دستورات آن پیروى می‌کنند. امّا عارفان و سالکان، نه به پیامدهاى تلخ تمرّد از دین توجّه دارند و نه به ثمرات شیرین اطاعت از دین اعتنایى می‌کنند و نه انجام تکالیف دینى در نظرشان تلخ و دشوار است. اینان صرفاً به دلیل محبّت و عشقى که به خدا دارند و اینکه به مقتضاى آن محبّت و عشق، درصدد خشنود ساختن محبوب و معشوق خویشند، نه تلخکامانه و از سر ناچارى، بلکه مشتاقانه، به استقبال اوامر الهى میروند و از انجام آنها لذّت می‌برند.

3) متعمّقانه بودن: قرآن کریم و احادیث معصومین(ع) که اصلى‌ترین منابع معارف دین هستند، به مفهوم ظاهرى و اوّلیّهاى که از آنها استنباط می‌شود خلاصه نمی‌شوند، بلکه اسرار و رموز و ژرفا و بطونى بی‌انتها دارند. امیرالمؤمنین(ع) درباره قرآن کریم می‌فرمایند: ظاهِرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیقٌ: ظاهرش زیبا و درونش پرژرفاست. امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: کتاب خداوند عزّوجلّ بر چهار قسم است، عبارت، اشاره، لطایف و حقایق. عبارت آن براى عوام، اشاره آن براى خواص، لطایف آن براى اولیا و حقایق آن براى انبیاست.

پیامبر اکرم(ص) نیز می‌فرمایند: هر آینه براى قرآن، ظاهرى و باطنى است و براى باطن آن نیز باطنى است، تا هفت بطن.

سالکان و عارفان، در عرصه شناخت دین، به درک سطحى و ظاهرى بسنده نمی‌کنند و متعمّقانه و ژرفکاوانه در پى دستیابى به اسرار، بطون، تأویل و رموز آن هستند.

4) علم موهبتى و لدنّى خواهانه بودن: علم و دانایى دو نوع است. یکى آنکه از راه تحصیل، مطالعه، تفکّر و تحقیق به دست می‌آید و به آن علم اکتسابى گفته می‌شود. دیگرى علمی‌ که نیل به آن در گرو درس‌آموزى از دانشمندان، مطالعه کتابها و تفکّر و تحقیق نیست؛ بلکه خداوند آن را از راه الهام باطنى، به شخص عطا می‌کند و چشمه‌هاى آن علوم و معارف، از قلب شخص به زبانش جارى می‌شود. به این نوع از علم و دانایى، علم موهبتى یا لدنّى گفته می‌شود.

پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: هرکس چهل روز وجود خود را براى خدا خالص کرد، خداوند چشمه‌هاى حکمت را از قلبش بر زبانش جارى می‌کند. همچنین آن حضرت می‌فرمایند: با تمایلات و خواهشهاى نفسانى خود مبارزه کنید تا حکمت در دلهایتان جاى گیرد.

امیرالمؤمنین(ع) در مورد این علم می‌فرمایند: علم نه در آسمان است که بر شما فرود آید و نه در زمین است تا براى شما بالا بیاید، بلکه در قلبهاى شما آفریده شده است. به اخلاق روحانیان متخلّق شوید تا بر شما آشکار شود.

عارفان و سالکان، ضمن نفى نکردن علوم ظاهرى و اکتسابى و در عین اقدام در جهت فراگیرى آنها، به این علوم بسنده نمی‌کنند و با آن ارضا نمی‌شوند و درصدد دستیابى به علم لدنّى و موهبتى الهی‌اند.

5) شهودطلبانه بودن: همانگونه که در ظاهر وجود انسان حواسّى است که ظاهر عالَم را با آنها ادراک می‌کند، در باطن انسان نیز حواسّ مشابهى وجود دارد که به وسیله آنها می‌توان باطن عالَم را ادراک کرد؛ امّا در اکثر افراد حواسّ باطنى غیرفعّال است، لذا نمی‌توانند ملکوت و باطن عالَم را ادراک کنند. علّت غیرفعّال بودن حواسّ باطنى در اغلب اشخاص، به خواب رفتن باطن آنهاست. از راه قطع دلبستگى به دنیا، که از آن به موت تعبیر می‌شود، و از طریق پرهیزگارى، اجتناب از گناهان، آلودگى‌ها و لذّت‌طلبى‌هاى جسمانى و نفسانى و رهیدن از دام وسوسه‌هاى شیطانى، به یُمن قوّت ایمان و یقین قلبى، بیدارى باطنى حاصل می‌شود. با بیدارى باطنى، حواسّ باطنى فعّال می‌شود.

به دیده شدن ظواهر اشیاء به‌وسیله چشم بدن، مشاهده، و به دیده شدن باطن آنها به‌وسیله چشم باطن، که همان چشم دل یا چشم روح است، شهود گفته می‌شود. گرچه می‌توان به یارى استدلالهاى عقلى، فلسفى و یا کلامی‌ و به کمک دلایل نقلى قرآنى و روایى، تا حدودى حقایق ملکوتى را شناخت و به وجود و ویژگىهایشان پى‌برد، امّا شهود آنها با حواسّ باطنى، بسیار فراتر، استوارتر، اطمینان‌بخش‌تر و ارزشمندتر از درک مفهومی‌ آنها بهوسیله عقل و اندیشه است.

6) تمامیّت‌گرا بودن: رویکرد سالکان و عارفان به دین به لحاظهاى گوناگون، تمامیّت‌گراست.

اگر بهره‌مندى از دین را به سه مرتبه اسلام، به معنى انطباق ظاهر فرد با ظواهر دینى، ایمان، به معنى گرایش و پذیرش قلبى حقایق و تعالیم دین، و ایقان، به معنى باور مستحکم و خدشه‌ناپذیر قلبى حقایق و تعالیم دین، تقسیم کنیم؛ سالکان و عارفان طالب بهره‌مندى از دین در سرحدّ نهایى کمال، یعنى نیل به مرتبه یقین یا ایقانند.

به لحاظ دیگر، اگر دیندارى را در قالب سیر الى‌الله، در چهار مرحله اسلام، ایمان، هجرت و جهاد، و در سه سطح اصغر، اکبر و اعظم طبقه‌بندى کنیم و در نتیجه، مدارج تدیّن در این سیر به دوازده مرتبه اسلام اصغر، ایمان اصغر، هجرت صغرى و جهاد اصغر؛ اسلام اکبر، ایمان اکبر، هجرت کبرى و جهاد اکبر؛ و اسلام اعظم، ایمان اعظم، هجرت عظمی‌ و جهاد اعظم تقسیم شود؛ سالکان و عارفان، طالب طىّ تمامی‌ مدارج مزبور و برخوردارى از همه ارزشهاى مراتب دوازدهگانه دین در سیر خود به سوى حضرت حقند.

دین همچون هر چیز دیگر، داراى اسم، وصف و ذات است. دین اسمی‌ دارد که همان نام و ظاهر مسلمانى است. وصفى دارد که تمام علوم عقلى و نقلى در زمینه معارف اسلامی‌ است. امّا نام و ظواهر مسلمانى و نیز انباشتن ذهن از علوم و اصطلاحات دینى، غیر از ذات و خود دین است. آنچه اثربخش و مایه رستگارى، کمال، سعادت و تعالى انسان می‌شود، ذات دین است، نه اسم یا وصف آن. از جنبه دیگر، دین داراى احکام و دستورات ظاهرى، اخلاق و روحّیات معنوى، و مقامات و حالات باطنى، و به تعبیر دیگر، شریعت، طریقت و حقیقت است.

برخى از صوفیان، حوزه‌هاى سه‌گانه مزبور را همچون مراتبى پنداشته‌اند که به ترتیب باید طى شود و با رسیدن به مرتبه بالاتر، فرد از مرتبه پیشین و مراعات مقتضیات آن بی‌نیاز می‌شود. یعنى افراد مبتدى ملزم به رعایت شریعت، سالکان مقیّد به عمل به لوازم طریقت و بی‌نیاز از رعایت شریعت، و عارفان واصل به حقیقت، بی‌نیاز از هر دو مرتبه شریعت و طریقت و مراعات ملزومات آنها هستند. این برداشت از دین کاملاً نادرست است. مراتب سهگانه مزبور لازم و ملزوم هم و جدایى‌ناپذیرند. قلب واصل به حقیقت، روحیّات و اخلاقى متناسب با خود در فرد پدید می‌آورد و آن اخلاق و روحیّات، رفتار و کردارى هماهنگ با خود را ایجاد می‌کند. سالکان و عارفان راستین، در رویکرد به دین، به این معنى نیز تمامیّت‌گرا هستند و توأمان و همزمان، شریعت، طریقت و حقیقت را طالبند.

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٦