عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (6)

مسیر و مقصد نهایى سلوک

قوس نزول و قوس صعود

آفرینش چیزى جز تجلّى ذات اقدس اله نیست و مراتب این تجلّیات، قوس نزول نامیده می‌شود. بنابراین جهان خلقت و به تعبیر دیگر «ما سِوى الله»، نتیجه قوس نزول است.

ذات حضرت حق غیب مطلق است. تعیّن اوّل حق که نظر به غیب ذات، مقام احدیّت نامیده می‌شود، خلافت و قائم‌مقامی‌ ذات را در تجلّیات عهده‌دار است. در نخستین تجلّى حضرت احدیّت، که فیض اقدس نامیده شده است، در حضرت علم الهى، ابتدا اسماء و صفات حضرت حق پدید آمد. سپس طرح عالم خلقت در علم حضرت حق، که اعیان ثابته خوانده می‌شود، پدیدار شد. با تجلّى دوم، که فیض مقدّس نامیده می‌شود، طرح عالم خلقت عملى شد و جهان خلقت، که اعیان خارجیّه خوانده می‌شود، پدید آمد. در این مرحله ابتدا جبروتیان، که در مرتبه تامّ تجرّدند، پدید آمدند و عالم جبروت به‌وجود آمد. سپس ملکوتیان در دو مرتبه اعلى و اسفل پدید آمدند و عالم ملکوت ایجاد شد. در نهایت، جهان مادّه یا عالم طبیعت، یا ناسوت یا مُلک به‌وجود آمد. به این ترتیب قوس نزول، که از احسن تقویم آغاز شده بود، به اسفل سافلین ختم شد. با به انتها رسیدن قوس نزول، قوس صعود آغاز و ماجرای بازگشت و رجعت به مبدأ شروع شد.

سیر کمالى جماد، گیاه و حیوان، به پدید آمدن بشر منجر شد. این سیر تا این مرحله، به‌صورت قهرى و جبرى طى شد.

بشرى که در مسیر سلوک عرفانى قرار می‌گیرد، با ترک دلبستگى و تعلّق از دنیا و تهذیب و تزکیه نفس از راه علم و عمل، به اختیار راه کمال را در پیش می‌گیرد. در نخستین گام با پشت سر نهادن عالم طبیعت، به عالم ملکوت راه پیدا می‌کند و سپس به عالم جبروت بار می‌یابد. آنگاه از جبروت نیز پر می‌کشد و به عالم لاهوت یا مقام واحدیّت، که نتیجه فیض اقدس بود، وارد می‌شود. در این عالم، به ترتیب به فنا و توحید افعالى، صفاتى و اسمائى نایل می‌شود؛ به این صورت که ابتدا فاعلیّت خود و هرچه جز خدا را در فاعلیّت حضرت حق فانى می‌بیند و تنها فاعل هستى را خدا می‌یابد. سپس تمامی‌ صفات خود و دیگر مخلوقات را در صفات الهى فانى و مُندک و همه عالم را جلوه‌گاه صفات الهى می‌یابد. آنگاه تمامی‌ موجودات صاحب صفت را در حضرت حق فانى می‌بیند. در اینجا نوبت به آخرین جهش و پرواز می‌رسد و با صعود از عالم لاهوت، هستى سالک، همة «ما سوى الله» و همه افعال و صفات، در حضرت احدیّت فانى می‌شود و اثرى از احساس هستى، صفت و فعل، در وجود سالک باقى نمی‌ماند. در اینجا سالک به فنا و توحید ذاتى و به تعبیر دیگر، به فناء فِى الله و بقاء بِالله نایل می‌شود و به این ترتیب قوس صعود به پایان می‌رسد و به عالم هاهوت، یعنى مقام احدیّت ختم می‌شود.

قوس نزول، سیر از وحدت به کثرت، از لاتعیّنى به تعیّن، و از قوّت به ضعف است. قوس صعود، سیر از کثرت به وحدت، از تعیّن به لاتعیّنى و از ضعف به قوّت است.

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٢