عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (16)

نگاه توحیدى و نگرش موحّدانه

دومین پایه و اساس سلوک، بینش توحیدى و نگرش موحّدانه سالک به عرصه عالَم زندگى است. در این بخش به بیان مهم‌ترین ابعاد این نگاه می‌پردازیم.

1) خدا، تنها فاعل جهان و تنها حادثه‌آفرین زندگى انسان

در نگاه سالک، هرچه در عالم واقع می‌شود، خواه از طریق عوامل ماوراء طبیعى، عوامل طبیعى یا عوامل انسانى، همه کار خداست و خَلق، مظاهر و مجارى فاعلیت خدا و ایادى حضرت حقّند.

در حوادث و موقعیتهایى که به‌واسطه عوامل غیرذى‌شعور و غیرمختار در زندگى ما پدید می‌آید، نقش آن عوامل همچون نقش قلم در نوشته‌هایى است که به‌وسیله آن نگاشته می‌شود. آنچه هم در قالب حوادث و موقعیتها از جانب انسانهاى دیگر در زندگى ما پدید می‌آید، فعل اختیارى آنهاست.

فعل اختیارى انسان طى دو مرحله ایجاد می‌شود. مرحلة نخست به‌وجود آمدن فعل اختیارى انسان، در درون وى صورت می‌پذیرد. شخص ابتدا در ذهن خود کارى را تصوّر می‌کند. سپس در زمینه انجام ندادن آن یا انجام کار دیگرى به جاى آن، عملى ساختن آن را ترجیح می‌دهد. آنگاه به انجام آن کار تمایل پیدا می‌کند و عزم در وی ایجاد می‌شود.

در مورد مرحله نخست، یعنى به‌وجود آمدن عزم و تصمیم، سه نکته شایان توجه است.

نکته اوّل اینکه همه انسانها در مرحله عزم و تصمیم کاملاً آزادند و به هیچ وجه نمی‌توان آزادى تصمیم‌گیرى را از کسى سلب کرد.

نکته دوم اینکه خداوند در قالب شرایع الهى، تصمیمهاى قابل اتخاذ توسط انسانها را به دو گروه تصمیمهاى مجاز یا داراى اذن تشریعى الهى و تصمیمهاى غیرمجاز تقسیم کرده است. پس انسانها در برابر تصمیماتشان باید پاسخگو باشند.

نکته سوم استحقاق پاداش یا کیفر الهى، متناسب با نوع تصمیمی‌ است که انسان آگاهانه و آزادانه می‌گیرد. آنچه شخص را مستحق پاداش یا کیفر الهى می‌کند، صورت خارجى عمل او نیست، بلکه انگیزه و نیتى است که بر اساس آن تصمیم گرفته و عمل را انجام داده است.

مرحله دوم به‌وجود آمدن فعل اختیارى انسان، تحقق خارجى پیدا کردن عزم و تصمیم درونى اوست. برخلاف عزم و تصمیم درونى که خداوند انسان را در آن کاملا مختار قرار داده بود، تحقق خارجى تصمیم او به عوامل بسیارى وابسته است که از اختیار او خارج است.

با توجه به آنچه گفته شد، به سه نکته می‌توان پى برد:

نخست اینکه انسانها در افعال اختیاریى که از آنها سر می‌زند، هیچ‌کاره نیستند؛ زیرا تا خود آزادانه تصمیمی‌ را در درون اتخاذ نکنند، هیچ عمل اختیاریى از آنها سر نخواهد زد؛ پس جبر وجود ندارد و همه‌کاره هم نیستند.

نکته دوم اینکه اگر خداوند بر اساس علمش، عملى شدن تصمیم فاقد اذن تشریعى الهى و غیرمجازى را که شخصى آگاهانه و آزادانه گرفته است، به مصلحت ببیند و به عملى شدن آن امکان و اذن تکوینى بدهد، این اذن رافع و منتفى‌کننده مسئولیت شخصى که با آگاهى و آزادى، آن تصمیم را گرفته است، نخواهد بود.

نکته سوم اینکه هیچ تصمیمی‌ به عمل منجر نمی‌شود و هیچ عملى از انسان سر نمی‌زند مگر اینکه مشیت الهى به وقوع آن تعلق گیرد.

بر اساس آنچه تبیین شد، می‌توان نتیجه گرفت که تمامی‌ حوادث و موقعیتهایى که در زندگى ما رخ می‌دهد، خواه از طریق عوامل غیرذى‌شعور و غیرمختار و خواه به دست عوامل ذى‌شعور و مختار، همه کار خداست.

توحید افعالى در آینه آیات و احادیث

قرآن کریم می‌فرماید: بگو اى خداى من که مالک فرمانروایى بر عالمی‌ (یا مالک عالَم مُلکى)؛ به هر که بخواهى فرمانروایى می‌بخشى و از هر که بخواهى فرمانروایى را سلب می‌کنى و هر که را بخواهى عزت می‌بخشى و هر که را بخواهى خوار می‌سازى، همه خیر و نیکى‌ها به دست توست (همه اینها که به دست تو انجام می‌شوند، خیرند). هر آینه تو بر هر چیز توانایى.

و نیز می‌فرماید: بگو جز آنچه خدا براى ما مقدّر و مقرّر می‌سازد، چیزى براى ما رخ نمی‌دهد. او مولاى ماست.

امیرالمؤمنین(ع) به خداوند عرضه می‌دارد: خدایا! زیاد شدن دارایی‌ام و کاسته شدن از موجودی‌ام و سود بردنم و خسارت دیدنم، همه به دست توست، نه به دست کسى غیر از تو.

آیات و احادیث فراوان دیگری در این زمینه وجود دارد. با دقّت در آیات قرآن کریم و احادیث و ادعیه معصومان(ع) می‌توان مشاهده کرد که تمام افعالى که از خلق سر می‌زند، در قالب اسمای الهى، به خداوند نسبت داده شده است.

پى‌بردن به این حقیقت که از آن به «توحید افعالى» تعبیر می‌شود، یکى از ارکان معرفت توحیدى است که سالک به آن نیازمند است.

2) تأثیر همه چیز از جانب خداست و جز او مؤثّر حقیقى وجود ندارد

در نظر سالک، همانطور که اصل وجود هر چیز از خداست؛ آثار آن نیز از جانب خدا و اثربخشى آن هم وابسته به مشیت الهى است. سالک تنها مؤثّر واقعى در عالم را خداوند متعال می‌داند و بس و همان‌گونه که در فاعلیت، خلق را کاره‌اى نمی‌دانست، در تأثیر نیز مخلوقات را هیچ‌کاره می‌داند.

3) تنها پرورنده مخلوقات خداوند است و همه خلق تحت تربیت اویند

خداوند رَبُّ العالَمین است، یعنى مالک و صاحب و مربى و پروراننده همه مخلوقات است.

ربوبیت خداوند در مورد انسان به گونه‌هاى مختلفى اِعمال می‌شود که به چهار شکل از مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم.

الف) اثر وضعى موقعیتها و حوادثى که خداوند در زندگى اشخاص به‌وجود می‌آورد: خداوند با در نظر گرفتن حال درونى و شرایط روحى هرکس، حوادثى را براى او پیش می‌آورد که در قوام یافتن شخصیت انسانى و رشد و تعالى او نقش سازنده‌اى ایفا می‌کنند.

ب) پیامهاى عبرت‌آموز و هدایت‌بخش موجود در دل پدیده‌ها و رخدادهایى که خداوند شخص را با آنها مواجه می‌کند: خداى متعال براى آگاه ساختن بندگان خود به آنچه موجب تعالى و کمال یا سقوط و انحطاط ایشان است، آنها را در زندگى با پدیده‌ها و رخدادهایى مواجه می‌کند که در دل هر یک از آنها پیامهاى عبرت‌آموز و هدایت‌بخشى قرار دارد. تمام پدیده‌هایى که شخص در زندگى‌اش با آنها مواجه می‌شود، دربردارنده پیام هدایتى هستند که ربّ انسانها براى پروراندن و کمال بخشیدن به ایشان در آنها قرار داده است.

ج) ابلاغ پیام هدایت و تربیت در مسیر سعادت از طریق مربیان الهى: خداوند به‌وسیله پیامبران و امامان معصوم(ع) راه هدایت و سعادت و تعالى و کمال را به انسان معرفى می‌کند و او را به دست آنها تحت تربیت و تزکیه قرار می‌دهد. انبیا و ائمّه(ع) به امر الهى، از راه ظاهر و باطن، انسانها را ارشاد می‌کنند. عارفان بالله و عالمان ربانى، استادان و معلمان روحانى، دوستان ناصح و پدران و مادران صالح، در مراتب بعد از پیامبران و امامان(ع) مجارى اِعمال ربوبیت حضرت حقّند.

(4) ادراکات عقلى و الهامات قلبى؛ راهنما و راهبر مسیر تعالى و تکامل: خداوند متعال از طریق دو ویژگى که در عقل انسانها قرار داده است، ربوبیت خود را در مورد آنها اِعمال می‌کند. نخست با قدرت تشخیص نیک و بد که در عقل نهاده است، آنچه را به سعادت و کمال و به تباهى و انحطاط انسانها منجر می‌شود، به ایشان می‌شناساند.

دوم جنبه آمریتى در عقل قرار داده است که شخص را به انجام نیکى‌ها فرمان و از انجام بدى‌ها پرهیز می‌دهد. خداوند از این طریق، انسانها را به سوى آنچه موجب تعالى و تکامل آنهاست سوق می‌دهد و از آنچه سبب سقوط و انحطاط ایشان است باز می‌دارد.

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۳۱