عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (21)

بی‌اعتبارى و حقارت دنیا در نظر اهل معرفت

اهل معرفت که با عظمت الهى آشنا شده‌اند و به بى‌کرانگى و پایدارى آخرت واقفند، دنیا در نظرشان بسیار حقیر و کم‌ارزش جلوه کرده است؛ به‌نحوى که به هیچ وجه براى آن چنین ارزشى قائل نیستند که هدف زندگی‌شان قرار گیرد و تمام اهتمام خود را براى نیل به آن متمرکز کنند یا از بود و نبود آن متأثّر شوند.

در نظر عارفان، دنیا تنها نمود و جلوه‌اى گذراست و همچون سرابى است که تنها جلوه‌اى از آب دارد ولى از واقعیّت و خواصّ آب بى‌بهره است و تشنه‌اى را سیراب نمی‌کند.

به بیان دیگر دنیا و آنچه در آن دیده می‌شود رؤیایى بیش نیست که لحظاتى شخص را به خود مشغول می‌کند و پس از بیدارى، اثرى از آن بر جا نیست.

اهمیّت و رغبت به باطن و آخرت نزد اهل معرفت

آخرت و حقایق آن سوى دنیا و عالم طبیعت و باطن و ملکوت هستى، داراى اساس، پایدار و واقعى است. قرآن کریم که دنیا را مَتاعُ الغُرورِ (کالاى توخالى ظاهرفریب) دانسته است، در مورد آخرت می‌فرماید: آخرت، خانه پایدار و ماندگار است. بر همین اساس، امام سجّاد(ع) در مقام دعا می‌گوید: اَللّهُمَّ ارزُقنِى التَّجافىَ عَن دارِ الغُرورِ وَ الاِنَابَةَ اِلى دارِ الخُلودِ: خدایا! پهلو خالى کردن از خانه غرور و فریب و روى آوردن به خانه جاودانگى را روزیم فرما.

قرآن کریم نیز درباره کسانى که دنیا را به‌عنوان هدف انتخاب کرده‌اند، می‌فرماید: بلکه آنها زندگى دنیوى را ترجیح می‌دهند، در حالى که آخرت بهتر و ماندگارتر است. و در توصیف رادمردانى که دنیا آنها را از خدا غافل نمی‌کند، می‌فرماید: رِجالٌ لا تُلهیهِم تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَن ذِکرِ اللهِ: رادمردانى که هیچ داد و ستد و خرید و فروشى آنها را از یاد خدا غافل نمی‌سازد.

تضادّ دنیاطلبى و آخرتگرایى

دنیا و آخرت ضدّ یکدیگرند و هر یک جدّى گرفته شود، دیگرى بازى خواهد بود. کسانى که دنیا را جدّى می‌گیرند، چون می‌خواهند به هر قیمتى که شده است در امور دنیوى تفوّق پیدا کنند، خدا، قیامت و دین براى آنها بازى و غیرقابل اعتناست. امّا به فرموده قرآن کریم دنیا بازى است و در صورتى که مانع رفتن به سوى خدا، دین و سعادت اخروى شود، باید از آن صرف نظر کرد.

تعریف زهد

زهد در لغت به معناى عدم رغبت و در اصطلاح اهل عرفان، به معناى بی‌رغبت بودن به دنیاست. زهد، نداشتن و استفاده نکردن از دنیا نیست، دلبستگى و رغبت نداشتن به آن است. زهد، دست کشیدن از دنیا نیست، پر نکشیدن دل به سوى دنیاست. اى بسا فقیر راغب به دنیا و چه‌بسا غنىّ زاهد از دنیا. شاخص زهد و بی‌رغبتى به دنیا این است که بود و نبود آن، در روح شخص اثر نگذارد و آن را متلاطم نکند.

منشأ زهد

دل با قرار گرفتن در میدان جاذبه جمال الهى، از اسارت جاذبه فریبندگى دنیا رها و در نتیجه دچار شدن به محبّت الهى، از محبّت دنیا آزاد می‌شود، و درنهایت، بر اثر اشتیاق و رغبت به وصال الهى، از شوق و رغبت به دنیا رها می‌شود.

با دقّت در مورد دنیا می‌توان دریافت که:

1) دنیایى که همچون نوعروسى جوان و پرطراوت جلوه می‌کند، پیرکفتارى کهنسال و عفریتهاى است که عمرى به درازاى تاریخ دارد.

2) دنیا معشوقه‌اى هرزه و هرجایى است و به هیچ یک از عاشقانش وفادار نیست و به همه آنها خیانت می‌کند.

3) دنیا معشوقهاى عاشق‌کش است و هیچ یک از عاشقانش را زنده باقى نمی‌گذارد.

4) این معشوقه، عاشقانش را به‌آسانى و بی‌درد از بین نمی‌برد؛ بلکه آنها را با زجر و شکنجه از پا درمی‌آورد. عاشقان دنیا از سه حال خارج نیستند؛ یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیارشان نیست و به آن دسترسى ندارند که در این صورت، حسرتِ نداشتن، آنها را زجر و شکنجه می‌دهد و از پا درمی‌آورد. یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیار دارند که در این صورت، نگرانىِ از دست رفتن آن، آرامش را از آنها سلب می‌کند و ایشان را از پا درمی‌آورد. یا اینکه عاشق چیزى از دنیایند که قبلا در اختیار داشتند و اکنون از دستشان رفته است که در این صورت، غصّه از دست دادن آن، آنها را زجر می‌دهد و از پای درمی‌آورد.

5) دنیا معشوقه‌اى ناپایدار و در معرض زوال است و کسى که عاشق چیزى از دنیا شده است، این امکان را ندارد که معشوق خود را همیشه در اختیار داشته باشد؛ زیرا گذر زمان آن را می‌فرساید و از بین می‌برد.

6) دنیا معشوقه‌اى است که عاشقانش را به جان هم می‌اندازد و مایه کینه و عداوت بین انسانها می‌شود. زیرا برخلاف معنویّات، که برخوردارى هرکس از آنها به هیچ وجه مزاحم و مانع برخوردارى دیگران نیست، مادیّات و امور دنیوى، محدودند و با برخوردار شدن کسى، دیگران از دسترسى به آن محروم می‌شوند. لذا عاشقان دنیا براى دسترسى به آن با یکدیگر رقابت می‌کنند.

7) دنیا معشوقه‌اى است که عشقش مایه و سرچشمه همه آلودگى‌ها و پلیدى‌هاست و تمامی‌ افکار زشت، روحیّات پلید، اخلاق ناپسند و کردارهاى ناشایست، زاییده محبّت به آن است.

 

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱