عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (25)

شکر

یکى دیگر از روحیّاتى که در اثر ثبات در توحید و نیل به اطمینان و یقین به‌وجود می‌آید، شکر است.

تعریف، منشأ و پیامدهاى روحیّه شکر

شناخت و توجّه به ارزش نعمت و آگاهى بر اینکه خداى جمیل آن نعمت را عطا فرموده است، در درون شخص شادى و بهجتى را برمی‌انگیزد و احساس مدیون و مرهون بودنى را موجب می‌شود. به حالت روحى ناشى از ترکیب این احساس شادى و دین، روحیّه شکر گفته می‌شود. این روحیّه وقتى متعالى‌تر خواهد بود که شادى شخص بیش از آنچه ناشى از لذّت و ارزش نعمتى که نصیبش شده است باشد، ناشى از این باشد که عطاکننده آن نعمت خداى بزرگ است.

بنابراین، روحیّه شکر، از نتایج رضاست و از شناخت نعمت و ارزش آن و معرفت عطاکننده آن ریشه می‌گیرد.

پیامد روحیّه شکر در وجود شخص، عمل به چیزهایى است که مطلوب و مورد نظر منعم است. این عمل در هر یک از مراتب وجودى شخص مصادیقى دارد.

در قلب، نخست محبّت منعم و خضوع و خشوع نسبت به او. دوم قصد تعظیم و تمجید و تحمید منعم. سوم تفکّر در حُسن صنع و فعل الهى و آثار لطف حضرت حق. چهارم نیّت خیر و آرزوى برخوردار شدن دیگران از چنان نعمتى و عزم بر سهیم کردن دیگران در استفاده از آن نعمت.

در سیما و حالت رفتار، سرشار از شادابى و شادمانى بودن چهره و حاکى از خرسندى بودن حرکات و سکنات.

در زبان، در نزد خود منعم و پیش مردم، با عبارات ستایش‌آمیز و حاکى از تشکّر، اظهار شکر و سپاس و مدح و تعریف کردن از منعم.

در بدن و اعضا، به‌کار بردن نعمت در راه طاعت و تقرّب و طبق رضایت و فرمان منعم، و پرهیز از به‌کارگیرى آن در معصیت.

انواع شکر

شکر بر دو نوع است: شکر نعمت و شکر منعم. شکر نعمت نیز به شکر نعمتهاى مادّى و دنیوى و شکر نعمتهاى معنوى و اخروى تقسیم می‌شود.

هر نوع از نعمتها، در جنبه عملى، نوع خاصّى از شکر را ایجاب می‌کند. مثلاً شکر ثروت، انفاق و احسان به نیازمندان است و....

امّا شکر منعم، یعنى خداوند، عبادت خداوند است صرفاً از آن رو که سزاوار عبادت شدن است و نه به این دلیل که نعمت عطا کرده است.

وجوب شکر

شکر، واجبی عقلى و به بیان دیگر مستقلّ عقلى و لازمه انسانیّت است. پس، هرکس که آثارى از انسانیّت در او باشد، به حکم فطرت و عقل، بر خود واجب می‌داند در مقام تشکّر از کسانى بر آید که به او خوبى کرده‌اند.

کفران

قرآن کریم می‌فرماید: خداوند صاحب فضل و عطا بر مردم است و امّا بیشتر مردم شکر نمی‌کنند. و نیز می‌فرماید: اگر کفران بورزید پس هر آینه خدا بى‌نیاز از شماست و خداوند ناسپاسى را بر بندگانش نمی‌پسندد.

کفران و ناسپاسى یا معلول جهل و عدم معرفت به وجود و ارزش نعمت یا ناشى از بى‌بهر‌گى از عقل و نابودى فطرت و از بین رفتن آثار انسانیّت در شخص است.

جهل و بى‌توجّهى اشخاص به نعمتهایى که خداوند به آنها عطا فرموده است، یا ناشى از خیره شدن شخص به چیزهایى است که دیگران دارند و او از آنها محروم است که این امر بی‌توجهی به نعمتهایى که خداوند به خودش عطا کرده است را در پی دارد، یا معلول استمرار و دوام نعمتى است که خدا نصیبش ساخته است؛ زیرا وجود هر چیز وقتى احساس می‌شود که شخص با فقدان آن مواجه شود.

بى‌خبرى و غفلت از ارزش نعمتهایى که خداوند عطا کرده است نیز یا ناشى از استمرار و دوام نعمت و مواجه نشدن شخص با شرایط نبود آن است، یا به علّت بى‌منّت و به‌رایگان عطا شدن نعمت از جانب خدا و بدون زحمت دست یافتن شخص به آن است.

درجات شکر

با توجّه به اینکه شکر از یک سو تابع وقوف به وجود و ارزش نعمت و معرفت به عظمت و کرامت منعم است و از سوى دیگر تابع قوّت عقل، سلامت فطرت و روح انسانیّت است، اشخاص از نظر شکر، چه به لحاظ کمّیّت شکر و چه از نظر کیفیّت شکر متفاوتند. کسانى که معرفت بیشترى به ارزش نعمت و عظمت منعم دارند و هم از قوّت عقل، سلامت فطرت و کمال انسانى بیشترى برخوردارند؛ هم اهتمام بیشترى به اداى شکر الهى دارند و هم شکرشان عمق بیشتری دارد.

تلافى عطا و شکر نعمت

نعمتهاى خداوند قابل تلافى نیستند؛ زیرا عبد هیچ چیز از خود ندارد که در قبال عطاى خداوند، آن را به پیشگاه الهى تقدیم کند.

از دو جنبه دیگر هم حقّ شکر خداوند را نمی‌توان به جا آورد. نخست آنکه نعمتها چنان زیادند که قابل شناسایى و شمارش کامل نیستند و شکر نعمت فرع بر شناخت آن است. دوم اینکه موفّقیّت در انجام شکر هر نعمتى، خود نعمتى است که از جانب خداوند شامل حال عبد می‌شود و این نعمت، خود به شکر مستقلّى نیازمند است. پس هر شکرى، شکرى لازم دارد و این روال تا بى‌نهایت ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه، اداى حقّ شکر الهى از توان مخلوق خارج است.

اداى حقّ شکر الهى اوّلاً پى‌بردن به این حقیقت است که همه نعمتها از اوست. چنانکه امام صادق(ع) به خدا عرضه می‌دارد: پروردگارا! هر آنچه نعمت داریم همه از جانب تو است. ثانیاً اقرار به این حقیقت است که از شناخت کامل نعمتها و انجام حقّ شکر خداوند عاجزیم. امام سجّاد(ع) نیز می‌فرماید: منزّه است خدایى که اعتراف به ناتوانى از شکر را شکر قرار داد.

آثار شکر

علّت تأکید دین بر انجام شکر، سودى است که از این رهگذر به خود بنده شاکر می‌رسد و خداوند نیازی به شکر بنده ندارد. قرآن کریم می‌فرماید: هرکس شکر می‌کند، همانا به سود خویش شکر می‌کند و هرکس کفران ورزد، پس هر آینه خداوند بى‌نیاز و ستوده است.

برخى از برکات و ثمرات شکر براى عبد شاکر عبارت‌ است از:

1. تقرّب به خدا و نیل به تعالى

2. تقویت روحیّه، نشاط و امید

3. فزونى نعمت: قرآن کریم می‌فرماید: لَئِن شَکَرتُم َلاَزیدَنَّکُم

4. مصونیّت از عذاب و نیل به پاداشهاى اخروى: قرآن کریم می‌فرماید: اگر شکر کنید و با ایمان باشید، خداوند به عذاب شما مبادرت نمی‌ورزد و خداوند شاکر و داناست.

5. محبوبیّت منعم نزد دیگران

با توجّه به آثار شکر، می‌توان به آثار کفران پى‌برد. قرآن کریم می‌فرماید: اگر کفران‌ نعمت و ناسپاسى کنید، هر آینه عذاب من سخت و شدید است.

تشکّر از مخلوق

مخلوق در کارى که می‌کند مستقل نیست و در واقع کار خدا به دست او جارى می‌شود و او نقش واسطه را ایفا می‌کند، بنابراین هر لطف و نعمتى که به دست مخلوق به انسان می‌رسد، در حقیقت عطاى خداست. امّا این بدان معنا نیست که انسان در برابر مخلوقى که واسطه این عطا بوده است هیچ وظیفه‌اى ندارد.

تشکّر از واسطه امرى فطری و لازمة تشکّر از عطاکنندة نعمت است.

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۸