عرفان ناب

آموزه‌هایی از عرفان ناب شیعی

داغ کن - کلوب دات کام

شراب طهور (2)

فصل اول: کلیات

خودسازی

ضرورت پرداختن به خودسازى

پیراستن وجود و زندگى خود از آنچه انسان را از نیل به کمال و سعادت باز می‌دارد و آراستن آن به آنچه لازمه دستیابى او به تعالى و کامی‌آبى است، خودسازى یا تزکیه و تهذیب نامیده می‌شود و ضرورى‌ترین و حیاتى‌ترین مسئله در زندگى هر شخص دانا و خردمند است.

عوامل بازدارنده از پرداختن به خودسازى

1) غفلت از خودسازى در اثر غرق شدن در زندگى مادّى: جذّابیّتهاى ظاهرى گوناگون زندگى مادّى و لذّتهاى مختلف جسمانى و نفسانى دنیوى، گروهى از انسانها را چنان جذب و غرق خود کرده است که بی‌وقفه و بی‌امان، تمام فرصت عمر خود را در مسابقه برخوردارى و لذّت بردن از جنبه‌هاى ناپایدار دنیوى صرف می‌کنند و مهلتى براى اندیشیدن به سؤالهاى بنیادین و اساسی زندگی براى آنها باقى نمی‌ماند.

بسیارى از افراد، با غرق شدن در جنبه‌هاى مادّى زندگى دنیوى، چنین فرجامی‌ دارند. لقمان حکیم در مقام اندرز به فرزند خود می‌فرماید: پسرکم! دنیا دریاى ژرفناکى است که گروه زیادى از مردم دنیا در آن غرق و هلاک شدند.

کسانى که پیکر جسمانى را با حقیقت هستى خود اشتباه گرفته و عمرى به گمان خدمت به خویش، در جهت تأمین خواسته‌هاى تن خاکى خود تقلّا کرده‌اند و در پایان عمر، با آمدن مرگ، از خواب غفلت بیدار می‌شوند و پى‌می‌برند که منِ آنها غیر از تنِ ایشان است، به منزله همان شخصى هستند که پى‌برد در زمین دیگرى خانه ساخته است.

2) غفلت از خودسازى در اثر غرق شدن در فعّالیّتهاى اجتماعى: احساس مسؤولیّت اجتماعى و تعهّد نسبت به آنچه بر دیگران می‌گذرد، سبب شده است گروهى دیگر از انسانها از اندیشیدن و پرداختن به خویش غافل شوند و بازمانند. گرچه از دید اسلام هر فرد مسلمان نسبت به کلیّه افراد جامعه اسلامی‌ و حتّى جامعه بشرى مسؤول است و بازماندن از ایفاى این مسؤولیّت در اثر درونگرایى افراطى امرى ناستوده و مردود است، امّا برونگرایى افراطى و غرق شدن در فعّالیّتهاى گوناگون اجتماعى، به‌گونه‌اى که براى شخص هیچ فراغت و فرصتى براى اندیشیدن به خود و پرداختن به خودسازى باقى نماند، نیز ناپسند و ممنوع است.

بخشى از راه تعالى، تکامل و سعادت انسان، از دل جامعه می‌گذرد، امّا در همان بخش نیز این فعّالیّتهاى اجتماعى تنها در حالى ارزشمند و مؤثّر خواهند بود که صرفاً براى جلب رضایت الهى و قربةً الى‌الله انجام شوند.

در فعّالیّتهاى اجتماعى نیز غایت و هدف، فردى و متوجّه شخص انجام‌دهنده است. بنابراین از نظر عقل و وحى، خودسازى امرى بسیار مهم، حیاتى و واجب است و به هیچ وجه نباید تحت تأثیر احساس مسؤولیّت اجتماعى، مورد غفلت قرار گیرد. از سوى دیگر، یکسره خرج کردن از سرمایه‌هاى وجودى خود در عرصه اجتماع و از طریق خودسازى‌هاى فردى، درصدد کسب جایگزین براى سرمایه‌هاى هزینه شده نبودن، شخص را در معرض خطر فروپاشى و تهیدستى ارزشهاى شخصیّتى قرار می‌دهد. استمرار صلاحیّتها و توانایی‌هاى شخص براى ارائه خدمات اجتماعى نیز منوط به کسب سرمایه‌هاى معنوى، از طریق خودسازى مستمرّ است.

از دیگر سو، فعّالیّتهاى اجتماعى شخص وقتى اثربخش و مفید خواهد بود و به صلاح و سود جامعه منجر می‌شود که فرد انجام‌دهنده آن فعّالیّتها، خودساخته و مهذّب باشد. تحوّلات مثبت عظیم و پایدار در جوامع بشرى همواره از سوى کسانى صورت گرفته است که نفسى مهذّب و نَفَسى رحمانى داشته‌اند. امیرالمؤمنین(ع) دراین‌باره می‌فرمایند: آن که خود را در جایگاه رهبرى مردم قرار می‌دهد، باید پیش از آموزش به دیگران، به آموزش خویش بپردازد و پیش از اینکه با زبان خود ادب آموزد، باید با روش و عمل خویش ادب آموزد و کسى که خود را آموزش دهد و تربیت کند، از کسى که مردم را آموزش می‌دهد و ادب می‌آموزد، بیشتر سزاوار تجلیل و بزرگداشت است.

نکته دیگر اینکه شخص ناوارسته و غیرمهذّب، اگر در عرصه فعّالیّتهاى اجتماعى براى برافکندن استبداد، ظلم و فساد و استقرار آزادى، عدالت و صلاح، صادقانه دست به تلاش و مبارزه بزند و در عمل نیز موفّق شود مستبدّان، ظالمان و مفسدان را شکست دهد و قدرت را از آنها بازستاند، پس از اینکه خود به قدرت رسید، به‌تدریج صداقت و سلامت خویش را از دست می‌دهد و براى حفظ و گسترش قدرت خود، به استبداد، ظلم و فساد روى می‌آورد و خود به طاغوتى جدید تبدیل می‌شود؛ زیرا حالت طبیعى اوّلیه انسان این است که هنگامی‌ که خود را بى‌نیاز پنداشت، به طغیان و ستمگرى کشیده می‌شود، مگر اینکه پیش از رسیدن به قدرت، از راه تهذیب و تزکیه نفس، خود را از شرّ طاغوت درون خویش رها کند. قرآن کریم در اشاره به همین حقیقت می‌فرماید: «اِنَّ الاِنسانَ لَیَطغَى اَن رَّأَهُ استَغنى» انسان چون خود را بى‌نیاز بیند، طغیان می‌کند.

 

  
نویسنده : صبا درویش ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۳٠